بعدازجشن دقیقأ12روزباهم قهربودیم وازحال هم بیخبر.
تااینکه یک روزبااس دادن شروع کردیم ازهم گله کردن و...وعشقم
گفت فردامیام درآموزشگاه دنبالت میخوام باهم صحبت کنیم اولش
گفتم نمیتونم کلاس نرم بعدقبول کردم وفرداآمددنبالم 2ساعتی
باهم بودیم وآشتی کردیم وبرای گوشیم یک محافظ ژله ای
خریدمنم ازاونجایی که خیلی دوستدارم تندتندجلدگوشیم روعوض
کنم خیلی خوشحالشدم هرچندماخانومهاکلن خیلی کادوگرفتن
رود دوعاشق...
ما را در سایت دوعاشق دنبال میکنید
برچسب: آشتی, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 10:07